من و دوست غولم

چندی پیش یکی از دوستانم (که در توضیح روابطه حسنه ای که با هم داریم باید بگم

 که در کل علاقه ی چندانی به فلسفه ی بودن من نداره!)... رو بهم کرد و گفت:

غزال بسه دیگه...بابا تا کی شعاری زندگی کردن؟ خسته نمی شی؟

با شیطنت خاصی رو بهش کردم و گفتم: باز کدوم تناقض تو وجودم بهم ریخته تورو؟!

گفت: از سر تناقضاتت گذشتم..وقت تلف کردنه!

این یکی یه ویژگیه یه جور ادعا که رو اعصابمه..

گفتم: بار اول نیست که رو اعصابتم..حالا بگو منظورت کدوم شعاره؟! کدوم ادعا؟!

تا توضیح بدم بلکه عفو بهم خورد..

گفت: نمی دونم آخه چی بهت می رسه؟ مثلا یعنی چی که می گی:

"من همه ی آدمها رو بلا استثناء دوست دارم؟" چرا واسه دیگران زندگی می کنی؟

مگه کسی مجبورت کرده؟ به خدا هیچ اجباری نیست که همه رو دوست داشته باشی!

اصلا چرا خودت رو اسیر می کنی برای دوست داشتن آدمهایی که

اصلا دوست داشتنی نیستن؟

آخه مگه ممکنه که همه رو دوست داشت؟

دیگه آخرای نفسش بود که گفتم...وایسا بچه جان!

 به فکر من نیستی به خودت رحم کن! از حال میری خب اینجوری...

پرسیدم حالا اجازه هست توضیح بدم؟

گفت بگو فقط تو رو خدا _ نگو!

گفتم: اولا که به شما چه مربوط؟ دوست دارم که دوست داشته باشم!

ثانیا وقتی نمی فهمی چه جوری توضیح بدم؟

ثالثا سپرت رو بیار پایین و خودتم هم دانای کل ندون تا بگم اوضاع از چه قراره..

با چشم غره همراهیم کرد و یه سری هم تکون داد..

گفتم: ببین مساله اینه که اگر تو هم توی آدمها چیزهایی که من می بینم رو می دیدی

تو هم می تونستی همه رو دوست داشته باشی..در ضمن من نگفتم همه رو یک

 جور دوست دارم!  

این جوری که می گم با کم و زیاد فرق می کنه ها!

کم و زیاد هم که البته داره ولی "جورش" مهمتره..

 به آدمها نگاه کن اگر نتونستی حتی یک نقطه توشون پیدا کنی که به خاطر اون نقطه

 لایق عشق باشن..اونوقت دوستشون نداشته باش..

 که البته در اون صورت باید بگم مشکل از اونها نیست..از تو ِ..

 این دوست داشتنی بودن آدمها به این معنی نیست که حتما همه ی کارهاشون

 درسته یا حتما و الزاما همه ی عقایدشون درسته...نه..

 این معنی احساسی دوست داشتنه که ما وقتی کسی رو دوست داریم

 بدون توجه به کار درست وغلطتش در هر زمینه ای حمایتش می کنیم!...که اشتباه ِ

 من تو هر آدمی نقطه ای برای دوست داشتن می بینم!

 حتی یه دزد رو می شه به خاطره معرفتش دوست داشت!!

 ولی این به این معنا نیست که از عملش حمایت کنم. افتاد؟

 سکوت کرد....

 بعد از چند دقیقه گفت: حیف که حوصله ی بحث ندارم والا بهت می گفتم!

 ولی یه چیزی می مونه...

 تنفر چی؟ جای تنفر کجاست؟

 این بار من سکوت کردم...

 بهش گفتم از تنفر چیزی نگم بهتره ..چون خودم هم درست نمی دونم...ولی یه

 چیزی رو در مورد خودم

مطمئنم...اون هم اینکه... 

دوست داشتن کار منه تنفر کار اونها...

گفت: باز یه چیزی گفتی خودت هم نفهمیدی چی گفتی ها؟!!

گفتم: نه...یعنی برای دوست داشتنشون لازم نیست کاری انجام بدن..ولی برای تنفر..

اینجا دیگه اونها هستن که باید منو متنفر کنند...

هر دو سکوت کردیم..

                    www.sefidporrang.blogfa.com

 

/ 46 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

فقط این رو در رابطه با این مطلب بگم : دنیا زیباست اگر من زیبایی را درک کنم. برای مقاله : http://corecenter.persianblog.ir/post/4/

حامد

من نطر دادم فقط خواستم برای مقاله آدرس بدم: www.corecenter.persianblog.ir/post/3 من وبلاگ رو با اعتماد به نفسی که از موفیقت بدست آوردم شروع کردم و پست اول به استاد حلت و در رابطه با جذب.

شیوا مرادی

سلام دوست عزيز! اين اولين باري است كه به وب شما سرمي زنم و ازمطالبش استفاده مي كنم، وب زيبايي داريد. خوشحال مي شوم كه به وب من هم سري بزنيد و به يادگارخطي روي وبم بكشيد. با تشكرمديريت وب سایت؛ شيوامرادي، (کارشناس مددکاری اجتماعی و کارشناس ارشد جامعه شناسی). تابعد... ياحق.

شیوا مرادی

حدود 3 سالی میشه که هر دو هفته یک بار موفقیت رو می خرم و از مطالب زیبا و جذابش استفاده می کنم. برای ثبت وبم و تشکر از زحماتتون به وب شما اومدم. بگذریم از اینکه بارها و بارها براتون اس ام اس زدم اا هیچ وقت چاپ نشدند.

مهسا

[ماچ]مرسی گلم

بيتا

سلام يه موقعي فكر مي كردم موفقيت تكراري شده ولي اين طور نبود خود من بودم كه دچار روزمرگي شده بودم با موفقيت به خيلي موفقيت ها رسيدم و از اون به بعد ان را به همه پيشنهاد مي كنم تا ان شاالله همه در قله موفقيت بايستيم [لبخند][گل] مرسي آهنگتان خيلي زيباست اسم آهنگ چيه با شعر بسيار زيبايي از داگلاس مالوچ به روزم تشريف بياوريد

باران

ترجيح مي دهم در خيابان با كفش باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه در مسجد به كفش هايم فكر كنم

ساسان

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام[قلب]

میلاد

وقتی شفق سر میزند میتراود دانه هستی ریشه اش ایمان ساقه اش امید میو ه اش شوق رسیدن به پرواز پرستوها ایا یک روز افتابی در کناره برکه روشن رقص نرم بلور اب در کنار ازدحام نور چشمها یه که مشغول تماشای سرود بادند سروهای که از نغمه خاک میروند تا اوج تا جستن کودکان روستای با سلام خوشحالم که با شما جمع ادبی اشنا شدم از موفقیت onlineتقضا دارم نظرشو در باره شعرای من بگه چون فکر میکنم بهترین فرد برای راهنمای من باشه . با تشکر میلاد

باران

سلام به همه ی موفقیتی ها امیدوارم همیشه سبز باشید و سبز بمانید