موفقیت online


+ قطعات پازل جامعه

 

مطلب امروزمون در مورد جامعه و پازل است،امیدوارم مطلب خوب و بدرد بخوری باشه.

امیدوارم روز به روز موفق تر باشید

نمی دونم تا الان به ساختار یک پازل دقت کرده اید یا نه،اما به نظر من خیلی خیلی جالبه و این جالب بودن بر می گردد به شباهت بین یک جامعه و پازل. حالا به نظر شما چه شباهتی میان یک جامعه و یک پازل است؟

اگر به ساختار یک پازل خوب دقت کنید متوجه می شوید که هیچ کدام از قطعه های پازل دقیقا مثل هم نیستند و با همدیگر تفاوتهایی دارند.

اما همانطور که می دانید همین تفاوتهاعلت اصلی به وجود آمدن یک پازل زیبا و محکم است.قطعات مختلف پازل هر کدام وقتی در کنار همدیگر قرار می گیرند،بدون هیچ چشم داشتی کمبود همدیگر را جبران می کنند.یکی از پازل ها ،قطعه ای از وجودش در گروی قطعه ی دیگریست و اگر آن قطعه ی مکمل در کنار او قرار نگیردهیچگاه به تکامل نمی رسد و باعث بوجود آمدن یک ساختار واحد و کامل نمی شود.

"پس آن چیزی که عامل اصلی و اساسی تشکیل یک پازل کامل و یکدست است تفاوتی است که بین قطعات پازل وجود دارد"

اگر این تفاوتها نباشد دیگر نمی توان اسم آن را پازل گذاشت و اگر سعی ما در یافتن قطعه ی مکمل عر قطعه از پازل نباشد ،هیچ گاه یک پازل به صورت کامل تشکیل نمی شود.

حال به نظر من جامعه ی ما هم درست مثل یک پازل است که افراد موجود در آن نقش قطعات ناقص آن را بازی می کنند.حال اگر قطعات یک جامعه (انسانها) به دنبال قطعه ای دقیقا مثل خود باشند،هیچ گاه این پازل (جامعه) به صورت کامل شکل نمی گیرد.

"پس آن چیزی که باعث تشکیل جامعه ای یکدست و واحد می شود چیزی جز تفاوت های بین افراد یک جامعه نیست.تفاوتی که خداوند در نهاد و وجود هر کدام از انسانها قرار داده است ،عامل اصلی گرسیدن به کمال"است.تفاوت های که به صورت کمبود در وجود افراد قرار داده شده است"

به عنوان مثال پسری دوست دارد که دائما سرش روی کتاب و درس و مطالعه باشد و علاقه ی چندانی به تفریح و رفتن به دل طبیعت و مسافرت ندارد.خوب این قطعه ی پازل جامعه ی ما یک کمال دارد و یک نقص.کمالش در این است که به علم آموزی اهمیت زیادی می دهد و عیبش در این است که به تفریح و شادی و رفتن به دل طبیعت اهمیت چندانی نمی دهد.

حالا در طرف مقابل دختری وجود دارد که علاقه ی زیادی به شادی و رفتن به دل طبیعت دارد و تمایل و علاقه ی چندانی به مطالعه ندارد.خوب این قطعه ی پازل جامعه ی ما هم در این مورد یک کمال دارد و یک عیب.کمالش این است که به شادی و شور و رفتن به دل طبیعت اهمیت خوبی می دهد و عیبش این است که به مطالعه اهمیت چندانی نمی دهد.

حالا به نظر من اگر با دید انسانی کوته فکر و متحجر به این موضوع نگاه کنیم،در نگاه اول می گوییم که این دو نفر هیچ وجه مشترکی با همدیگر ندارند و اصلا برای زندگی کردن بدرد هم نمی خورند.

اما به نظر من اگر کمی دیدمان را وسیع تر کنیم و قانون "جامعه و پازل" را به یاد آوریم،متوجه می شویم که این دو قطعه از پازل ما همان قطعاتی هستند که مکمل و تکمیل کننده ی هم هستند و به بهترین وجه ممکن می توانند نواقص و کمبودهای همدیگر را بر طرف کنند و با به اشتراک گذاشتن کمالاتشان باعث خوشبختی و موفقیت همدیگر شوند .

یکی کمالش این است که اهمیت زیادی به مطالعه می دهد و عیبش اهمیت ندادن به شادی و تفریح است.و در طرف مقابل کسی قرار دارد که کاملا عکس این یکی است و کمالش اهمیت دادن به شادی و تفریح است و عیبش اهمیت ندادن به مطالعه.

حال اگر این دو در کنار همدیگر قرار بگیرند و با کمالاتشان عیب طرف مقابل را بر طرف کنند،قطعه ای به پازل ما (جامعه) افزوده می شود که من اسمش را می گذارم"خانواده ی مکمل و آرمانی".

پس بر اساس آنچه که گفته شد،"حکمت خداوند در خلق انسانهای متفاوت و البته مکمل،این است تا با قرار گرفتن این انسانهای متفاوت و مکمل در کنار همدیگر،پایه و اساس جامعه ی آرمانی (خانواه های مکمل) شکل بگیرد"

پایه و اساسی که اگر درست و با این تفکر که"تفاوت های ما ،عامل اصلی رسیدن ما به کمال هستند"،شکل بگیرد به زودی به جامعه ای دست پیدا می کنیم که از زندگی در آن هیچ گاه احساس خستگی و یاس و نا امیدی نمی کنیم.پس با این حساب:

"حکمت خداوند از خلق انسانهای متفاوت این است که این انسانها ی متفاوت در کنار همدیگر قرار بگیرند و هر کدامشان باعث به تکامل رسیدن طرف مقابلشان شوند."

البته ذکر یک نکته در اینجا خیلی اهمیت دارد و آن این است که ،همه ی این موارد گفته شده به دید و نگاه ما بستگی دارد. یعنی اگر ما با این دید که تفاوت های ما اساس و پایه ی رسیدن به کمال هستند ،به این موضوع نگاه کنیم،این موضوع برای ما به حقیقت بدل می شود و نتیجه ی آن همان می شود که خدمتتان عرض کردم و در غیر این صورت اگر به این فکر باشیم که بدون در نطر گرفتن نقص خودمان و کمال طرف مقابلمان سعی کنیم که او را دقیقا مثل خودمان کنیم،طرف مقابل هم سعی می کند مقابله به مثل کند و این چنین رابطه ای اصلا به جایی ختم نمی شود و اگر هم شود زیاد دوام نمی آورد و این همان چیزی است که امروزه در زندگی ما انسانها خیلی رواج دارد و هر کدام از طرفین سعی می کنند که وش خودشا را به دیگری قالب کنند و نتیجه ی آن هم چیزی جز جدایی نیست.

"پس همه ی موارد گفته شده بستگی دارد به نوع نگاه ما به موضوع،که ما با چه دیدی به موضوع"تفاوتهایمان"نگاه کنیم

نویسنده : موفقیت online ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ٢۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک