موفقیت online


+ سومین مسابقه وبلاگ نویسی موفقیت

به عنوان یک انسان علاوه بر پیگیری مسائل و منافع شخصی خود چه رسالت های دیگری در این دنیا داریم ؟

لطفا مقالات خود را در این زمینه ترجیحا تا اول مرداد و به صورت کوتاه بنویسید و لینک آن را برایمان بگذارید . طی مراسمی که رد اواخر تابستان به مناسبت روز جهانی وبلاگ نویسی برگزار می شود از برگزیدگان هر سه مسابقه وبلاگ نویسی با حضور آقای حلت تقدیر می شود

پی نوشت : به دلیل تعطیلات طولانی در زمان بندی ارسال مجله آینده به چاپ خانه تغییراتی به وجود آمد و به همین دلیل استثنائا در این شماره امکان چاپ همزمان کامنت های شما همراه مطلب وجود ندارد و ان شا الله از شماره آینده مجددا کامنت های شما را به صورت همزمان چاپ می کنیم .

نویسنده : موفقیت online ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱٧ تیر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ درس هایی که در تاریخ نخواندیم

 

ما از بچگی تاریخ خواندیم

 

 

اونقدری که بدی های چنگیز مغول رو میدونیم خوبی های بزرگان تاریخمون رو نمیدونیم

کسی به ما نگفت که اسکندر وقتی تربیت و ادب بچه های ایرانی رو دید به کوروش به خاطر چنین نسلی تبریک گفت

 

راجع به جنگ میدونیم ولی در مورد صلح نخوندیم

 

وقتی بچه بودیم کسی به ما نگفت انیشتین بزرگ استاد دکتر حسابی ایرانی بود تا ما کودکانه افتخار کنیم

 

در درس هامون از سنت های جشن و سرور خبری نبود ولی جنگ های ٢۵٠٠ ساله توی کتابامون بود

 

بچه که بودیم میگفتن اگه خوردی بزن

 

میخواستن یاد بدن که از خودمون دفاع کنیم ولی کسی نگفت اگه خوردی ببخش.نگفتن میتونی که ببخشی

 

من بچه ندارم ولی اگه داشته باشم بهش یاد میدم که چطوری ببخشه

 

چطوری دنیا رو یجور دیگه ببینه. چطوری محبت کنه.بهش میگم که خوبی های دنیا صد برابر جنگ و غم و شکسته

.http://www.pichak-o-arghavan.persianblog.ir/

 

 

نویسنده : موفقیت online ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۳ تیر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ لحظاتی برای انسان بودن

 

چند شبی می شود که با خودم پیمان بستم در انتهای شب،

چند دقیقه ای را برای خودم باشم...

خود خودم...

ما آدمها باید گه گداری خلوت هائی با خودمان داشته باشیم

تا لااقل انسان بمانیم...

تنهایی داشته باشیم...در آرامش و آمیختگی ملایم ماه

و شب تاب و گل های شب بو...

اصلا شب را خدا برای خلوت های آدمی آفریده...

مدتی است شب ها برایم تقدس و حرمت خاصی

پیدا کرده...

اگر شتاب روزهای این روزگار قلبی برایمان

گذاشته باشد...بد نیست گه گاهی به "ته قلبمان" هم

سر بزنیم...که نپوسد...نمیرد...قلب که مرد ،انسان را هم

با خودش خاک می کند و تو تمام می شوی...

به همین سادگی...

وچه تلخ است تحمل موجودی که مدت هاست تمام شده

اصلا علی (ع) که روحش در هفت آسمان هم

نمی گنجید هر شب تنهائی داشت...

با خودش...با خدا...با چاه...

2-داشتم به این فکر می کردم به آن نظامی اسرائیلی...

همانی که در آن جنایت نیمه شب هفته گذشته

یک پای پیرمرد زخمی و درمانده را در

دستانش گرفته بود و می کشید...

یک لحظه چشمانم به نگاه های آن پیرمرد افتاد

دلم لرزید...

زبان التماسش قفل شده بود...

از تمام وجودش مانده بود

یک جفت نگاه ملتمسانه...

نگاهش به حدی تکان دهنده بود که ایمان دارم

تا آخر عمر فراموش نمی کنم آن تصویر مبهم را...

آن نظامی اسرائیلی هم حتما یک لحظه نگاهش به

چشمان آن پیرمرد افتاده....

لابدآن نظامی اسرائیلی هم  یک لحظه هایی تنهائی

هائی دارد...

خلوت هائی دارد...

اصلا نمی توانم حتی یک لحظه هم خودم را جای او

بگذارم...

پیرمرد در نگاهش خیلی حرفها داشت...

خدا می داند که درآن لحظه های تلخ

چه بلوائی در دل پیرمرد به پا بود...

چه بغضی تمام وجودش را چنگ می زد...

من از پشت صفحه تلویزیون صدای شکستنش را شنیدم...

به آن نظامی اسرائیلی می اندیشم...

آن شب خواب به چشمش آمد؟

آن لحظه ایی که تنهائی را عمیقا حس کرد...

چه احساسی نسبت به خودش داشت...

به عنوان یک انسان...

3-این چیزها توفیق می خواهد...

این که لحظه هائی داشته باشیم که انسان بودنمان

یادمان بیاید...

اگر هنوز کمی احساس در وجودمان مانده

که گه گداری یادش بیوفتد که انسان است

یعنی خدا هنوز دوستمان دارد...

یعنی هنوز امیدوار است به تو ...به من...

اگر از این خلوت ها و تنهائی ها نداری

بدان که مثل آن نظامی های اسرائیلی شده ای...

می کشی...

می زنی...

می شکنی...

می گذری...

به سادگی...

خدا هم اصلا به دلت نمی اندازد

که :

چه می کنی با خودت عزیزکم...

به خودت بازگرد...

www.mehraveshargh.blogfa.com

نویسنده : موفقیت online ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ٢ تیر ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک